فراخوان کتاب هنرهای تجسمی نگار

نظر به استقبال بی نظیر شما هنرمندان سراسر کشور، از بزرگترین فراخوان کتاب هنرهای تجسمی نگار اینک انتشارات تبلیغ گستر نگار منتشر می کند

 

فراخوان شامل کتاب‌های :

[ لوگو ،لوگو تایپ،عناوین مجله،جلد کتاب،تصویر سازی(بزرگسال-کودک)،پوستر(خوشنویسی-تبلیغاتی)،صفحه آرایی،عکاسی]

 

متن کامل برای شرکت در فراخوان :

تمام هنرمندان، دانشجویان،هنرستانی ها و … می توانند در این فراخوان شرکت کنند 

+ هنرمندانی که آثارشان پذیرفته شود،آثارشان با پرتره و نام و نام خانوادگی خود هنرمند در کتاب درج می‌گردد.

+ با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری تهران

+ افرادی که بین ۲ الی ۵ عدد آثارشان چاپ شود با 10٪ تخفیف داده خواهد شد.

+ شرکت در فراخوان به منزله پذیرش تمام شرایط فراخوان است.

+ هزینه هر اثر به صورت جدول زیر می باشد.

لوگو                                                                                 45000تومان

لوگو  تایپ                                                                         45000تومان

عناوین مجله                                                                      45000تومان

جلد کتاب                                                                          60000تومان

تصویر سازی(بزرگسال_کودک)                                            60000تومان

پوستر(خوشنویسی-تبلیغاتی)                                                  60000تومان

صفحه آرایی                                                                     60000تومان

عکاسی                                                                          60000تومان

[ 1 ] نشانه(لوگو)

هر شرکت‌کننده حداکثر ۷ نشانه می‌تواند ارسال کند ( تکنیک و موضوع آزاد است ) پیکتوگرام‌ها ( به هر تعداد ) فقط یک اثر محسوب می‌شود. ، اندازه ضلع بزرگ: حداکثر ۱۰ سانتی‌متر ،فایل‌های نشانه در یک فلدر جداگانه با نام نشانه ارسال شود. فایل‌های مربوط به پیکتوگرام‌ها شامل چند فایل می‌شود، در یک فولدر جداگانه قرار داده شده – توضیحات مربوط به هر نشانه در قالب فایل ورد ارائه و ارسال گردد.

[ 2 ] لوگو تابپ

هر شرکت کننده حداکثر 7 اثر  میتواند ارسال کند(تکنیک و موضوع آزاد است)

عناوین مجله جزء این بخش محسوب می شود.

[ 3] جلد کتاب

هر شرکت‌کننده حداکثر۷ پوستر و ۷ جلد می‌تواند ارسال کند ( تکنیک و موضوع آزاد است ) طراحی جلد کتاب به همراه عطف و پشت جلد ارسال شود محصولاتی (مانند لوح فشرده، برشور، کاتالوگ و …) نیز در این بخش قرار می‌گیرد.

[ ۴ ] تصویرسازی

هر شرکت‌کننده حداکثر ۷ تصویرسازی می‌تواند ارسال کند ( تکنیک و موضوع آزاد است ) فایل آثار روی CD و یا از طریق ایمیل ارسال شود

[5 ] پوستر،جلد

هر شرکت‌کننده حداکثر۷ پوستر می‌تواند ارسال کند ( تکنیک و موضوع آزاد است )

پوستر در دو بخش تبلیغاتی و بخش خوشنویسی ارائه می شود.

[ 6] صفحه آرایی

هر شرکت‌کننده حداکثر۷ اثر می تواند ارسال کند.(تکنیک و موضوع آزاد است)

[ 7] عکاسی

هر شرکت‌کننده حداکثر ۷ عکس می‌تواند ارسال کند( تکنیک و موضوع آزاد است )  ، اندازه ضلع بزرگ: حداکثر ۱۸ سانتی‌متر، فایل های عکاسی در یک فلدر جداگانه با نام عکاسی ارسال شود. چنانچه مایل هستید توضیحات مربوط به هر عکس شامل: زمان و مکان عکاسی، نام و نوع دوربین و … در قالب فایل ورد ارائه و ارسال گردد.

[ ۶ ] روش ارسال

تصاویر ارسالی در قالب فرمت jpg, cmykیا  grayscale  و با دقت 300dpi

هنرمندان عزیز به 2 طریق امکان ارسال فایل وجود دارد

1-آثار خود را بر روی cd رایت (هر موضوع اثر در فولدر جداگانه) و به صندوق پستی           ارسال شود،و یا آثار خود را از طریق ایمیل   tablighgostarnegar @gmail.com                                                             ارسال کنید.مشخصات شخصی شما از جمله نام و نام خانوادگی و شماره تلفن و ایمیل و پرتره شما از جمله موارد ضروری می باشد مشخصات به صورت برنامه ورد در cd یا ایمیل ذکر و تصویر پرسنلی شما با نام و مشخصات در خود عکس نامگذاری شده و به دبیر خانه ارسال گردد.
فایل آثار خود را درCD  بدین ترتیب  نامگذاری کنید. اگر نام شما به فرض مریم حسینی است اثر شماره 1 تا 4شما بدین شکل نامگذاری شود.. hoseini maryam01--hoseini maryam02 - hoseini maryam03-hoseini maryam04
نام و نام خانوادگی و شماره تلفن خود را با ماژیک مخصوص  روی cd حتما بنویسید.
برای هر اثر عنوانی انتخاب کنید و در یک فایل ورد در همان فولدر نام اثر ها را بنویسید. در صورتی که  عنوانی در نظر نمی گیرید,بنویسید" بدون عنوان"    

به عنوان مثال hoseini maryam01  نام اثر انتظار

مشخصات کتاب‌ :

+  آثار پذیرفته شده در شش بخش (لوگو-لوگو تایپ- جلد کتاب- تصویر سازی(بزرگسال-کودک)-پوستر(خوشنویسی،تبلیغاتی)-صفحه آرایی،عکاسی ) با نام و نام خانوادگی و پرتره خود افراد منتشر خواهد شد.

+  قطع کتاب‌ خشتی و اندازه آن ۲۰ در ۲۰ است.

+ اما در شرایط خاص، امکان دارد تمام بخش‌های کتاب، به صورت کلی در قطع رحلی دانشگاهی منتشر شود.

+ کاغذ و مقوای مصرفی کتاب،با کیفیت مرغوب ( موجود در بازار کاغذ) انتخاب خواهد شد.

+ کتاب‌ به زبان فارسی منتشر می شود

+ صفحات متن کتاب‌ به شیوه‌های چهار رنگ، تک رنگ مشکی

 

ارسال :

+ تمام آثار متقاضی شرکت و مشخصات شرکت‌کننده روی فقط ۱ CD با پست پیشتاز ، یا از طریق ایمیل ارسال شود

مهم :

لطفا در یک فلدر جداگانه مشخصات شرکت‌کننده (نام، نام خانوادگی، سال تولد، دانشگاه محل تحصیل، نشانی وب و ایمیل) قرار داده شود.

+  نام، نام خانوادگی و شماره تلفن همراه قید شود تا در موارد ضروری به شرکت‌کننده اطلاع داده شود.

 + یک عکس سلف پرتره از خود برای ما ارسال کنید

مهلت ارسال آثار: تا 30آذر 93 می باشد

انتخاب آثار و اعلام نتایج: تا 10 دی ماه 1393 خواهد بود.

پس از انتخاب آثار و تایید از طرف هیئت داوران،هنرمند موظف به پرداخت هزینه و اجرای قرارداد  می باشد،

مهلت پرداخت هزینه: تا 20بهمن 93

مراحل :

[ ۱ ]  ارسال آثار توسط شرکت‌کنندگان از طریق پست پیشتاز، یا از طریق ایمیل ارسال شود

[ ۲ ]  انتخاب آثار و اعلام نتایج از طریق سایت انتشارات نگار گستر

[ ۳ ]  پرداخت درصد مشارکت توسط شرکت‌کنندگان و تکمیل فرم

[ ۴ ]  تولید هنری (تنظیم، تدوین و صفحه‌آرایی) کتاب‌ در آتلیه انتشارات تبلیغ گستر نگار و ارسال برای وزارت ارشاد جهت اخذ مجوز کتاب

[ ۵ ]  تولید فنی (لیتوگرافی، چاپ و صحافی) کتاب‌

[ ۶ ]  توزیع کتاب‌ در سراسر کشور ادارات کل روابط عمومی،سازمان ها و نهادهای دولتی و شهرداری ها ارسال می گردد.

 

کد پستی : 

پست الکترونیکی : tablighgostarnegar @gmail.com 

 

ساعت کار دبیرخانه: از ساعت 8 تا 5

تلفن: 66595925-66595195


 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت   توسط سحر  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مرداد 1392ساعت   توسط سحر  | 

 

 

به هر کجای که پای میگذاری عشق را بگستران

    اول از همه در خانه خویش

                  عشق را به فرزندانت

                                    به همسرت

                                               و به همسایه ات نثار کن.

 

اجازه نده کسی پیش تو بیاید و بهتر و شادتر ترکت نکند.

مظهر مهر خداوندی باش                    

مهر در چهره خود

مهر در چشمان خود

مهر در تبسم خود

مهر در برخورد گرم خود

                                               مادر ترزا


 

مولانا عشق را سرچشمه حیات میداند و میسراید:

شاد بودن در شادی دیگران

و محزون در غم دیگران

با هم در روزهای خوش

و با هم در دوران دلتنگی

عشق سرچشمه توانایی است.

عشق،

صادق بودن با خود در همه حال

و صادق بودن با معشوقه ات در همه حال

گفتن و شنیدن حقیقت و پاسداری از حرمت آن

و خودنمایی هرگز

عشق سرچشمه واقعیت است.

عشق

رسیدن به درکی چنان کامل است که خود را پاره از دیگری بدانی او را بپذیری آن گونه که هست و نه به گونه ای که تو میخواهی

عشق سرچشمه ی پیوند  است

عشق آزادی در پیگیری آرزوها

و تقسیم تجربه ها با دیگران

بالیدن من و تو باهم و در کنار هم

عشق اطمینان از آن است که دیگری همیشه و در همه حال با توست

حتی در فراق او ،او را خواهانی

عشق سرچشمه امنیت است

آری ،عشق خود سرچشمه ی حیات استــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

خواجه شیراز اساس جاودانگی ر ا عشق میداند و میسراید:

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

                                             ثبــــت است بر جریده عالم دوام ما

و پنداری صدای سخن عشق را میبیند.که چنین می سراید:

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر       یادگاری که در این گنبد دوار بماند

 

و جبرا ن خلیل جبران بر این باور است که:

ایمان بدون عشق شما را متعصب

وظیفه بدون عشق شما را بد اخلاق

قدرت بدون عشق شما را خشن

عدالت بدون عشق شما را سخت

و زندگی بدون عشق شما را بیمار میکند.

 

رابرت برانینگ فقدان عشق را چنین می سراید:

عشق را از زمین بگیرید

چه می ماند؟به جز یک گور بزرگ برای دفن کردن همه ما....

 

 

اما سهراب سبز اندیش:

عشق را صدای فاصله ها نامیده و بهترین چیز را در عالم ،رسیدن به نگاهی دانسته که از حادثه ی عشق بر شده باشد.

 

 

ما با آن چه که عاشقش هستیم

شکل میگیریم

                                                گوته

 

 

عشق پیشوند زندگی و پسوند مرگ است

سرآغاز آفرینش

و تعریف هر نفس است

امیلی دیکنسون

 

 

عشق ایثار چیزی بیش از تمامی خود است،تنها در طلب لبخندی کوچک

عاشق بودن

همان است که بدانی دیگری کامل نیست

بنوانی بخش های نازیبا را ببینی  ولی

بر بخش هایی که دوست میداری تاکید کنی

و شادمانه هر دو را بپذیری

عاشق بودن

فدا کردن خود به تمامی است

آماده تا بگویی:

"اینک من دوستت دارم بسیار بسیار ...ندای تمام وجودم"

 

 

خدایا هر که را بیشتر دوست میداری به او بیاموز:دوست داشتن برتر از عشق است.

عشق من تو نسخه ی تمای شیرینی هایی هستی

که من در تمام طول عمرم خورده ام....

 

 

"عشق تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد"

افلاطون

 

Jعشق غالبا یک نوع عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ استJ

شکسپیر

فرق بین عاشق و غریزه  طلب، به نازکی یک پوست است..

مواظب باشید سر نخوردید.

 

عشق حقیقی یعنی تو معبود من

و تو عشق من مهربونم

                                 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1391ساعت   توسط سحر  | 

مونس واژه های من ، سلام  !!!
میدانی ،من گاهی کلمات را تسخیر می کنم تا شاید از درون آنها چیزی را دریابم که معنا ی تورا گاهی ،شاید (گفتم شاید) شاید درمکانی جسته باشند..
من حضور تو را ، حضور دست نیافتنیِ تورا هیچ گاه ، هیچ گاه در هیچ واژه ای نتوانستم پی جو با شم، پیدا نمی شوند اصلن ..
 اما گاهی نخواستم بیابم و نتوانستم آن را دنبال کنم ، این واژه های حسود ،هنگام دوست داشتن تو ،  یا قهرند ، یا فورانِ ازکلمه ؛ از بس که چشم دیدن دوست داشتنم را به تو ندارند...
پس بیا قولی بده مونس !
بیا با من  چیزی بگو که در واژه هایت نگنجد! باشد مونس ؟ جبران می کنم به خدا ...
این واژه های حسود ِ دمِ دستی دیگر تکراری شده اند ،
در تمام دیوان های من ،
در هیئت همه ی شاعران من ،
در پیشگاه تمام غزل های ناخواندنی ام ،
حتی ،
حتی ،
حتی در پیشگاه مقدس تو !!!
مونس ،مونس ! می دانی همه ی شاعران دست به یکی کردند ،سفسطه کردند که من برای ازتو گفتن واژه کم بیاورم ،
البته می دانی که عادت دارم به این دست  بازی های مسخره شان ؛
فقط دیوان های واژه های خصوصی ام ، تکرار زبان الکنم ، گاهی واژه های نه در خورِ تو را به سختیِ آن چه از تصورت بعید است می جویند ..
مونس . من دنبال واژه ام برای تو !
واژه هست یعنی؟ نه نیست ! به خدا نیست - حداقل برای تو نیست - همین تو..
نه واژه ای  نه کلمه  ،نه حرفی . راستی اصلن حرفی نداری که تو ! چه می بافم به هم که خودم هم نمیفهمم ..
 در برابرم که می نشینی کلمات موخره می گیرند / می لرزند / سرما می خورند / لال مشوند / همین جایند ها /اما درست پشتِ قشنگی تو /صداقت تو / / آرامش تو ، نگاه خیره ی تو ، دست های تو - وای دست های تو - و در پیشگاه مقدس گونه ات ، گم می شوند.. نه اینکه عمدی باشد ! نه! بیچاره ها دست ِ خودشان نیست..
هرکسِ دیگر هم روبروی تو باشد همینی هست که الانِ من  است . عاقبتش همینی میشود که منم ..
سرطان واژه های معلوم و در دسترس .. 

تازه این را نگفتم !
 من عاشق نگاه کردن به خنده های بلند بلند توام ،مخصوصن زمانی که مسخره ام می کنی/ با من اندکی حرف بزن ، از خودِ دور افتاده ات بگو ، در روزهای دوری من از تو ، درایام غمگینی های دو طرفه ای که داشتیم ،کمی می گویی؟
 بگویی، می گویم / می گویم رسوباتی که سنگ شدند/ جا خوش کرده اند و هم چنان از دوران غمگینانه ی من از تو..
مونس من
اگر این بارکلمه گیرم آمد ، اصلن از تو شکایت نمی کنم / شکوه نمیکنم / اخم نمی کنم /
این بهترین فرصتِ از توگفتن است
اگرواژه ها پا بدهند /  اگر اجازه بدهند / ازتو میگویم / فقط از تو مونس / این فرصت را نمی گذارم برای چیزهای دیگر ...
نمی دانم مونس شاید واژه ها همین ها هستند که دارم برایت مشوش گونه می نویسم / برای تو / فقط برای تو ، دوست داشتنی ترینم!!!

روبرویم بنشین / زانوی چپت روبروی زانوی چپم ،زانوی راستم روبروی زانوی راستت و نگاه خیره ی وحشی گونه ات هم ، آواره در چشمان خیسِ درهمِ همیشه ی من ...

راستی دستت را نمی گیرم !!!!!
واژه هایم گم می شود/ واژه هایم گم می شود
من تازه دارم برایت واژه پیدا می کنم ..
اگر دستت را بگیرم حواسم پرت می شود / حواسم که پرت بشود ،چرند وپرند می بافم
پته ام را میریزم روی  آب !
انگار واژه  هایی را که  از تو جاری می شوند، اشک ها هم می فهمند / آرام می ریزند / ببین!  حتی اشک ها هم حسودی می کنند / آهسته گوش می کنند که من برایت چه  می خوانم/ آن ها هم مثل من دنبال سوژه اند ، نه ؟/ این ها هم یک جورهایی نگاهم می کنند/ یک جورهایی هستند / کمی غریبه شدند ..

ناراحت نشو مونس!!! / حسودند...
به خانه ام که می رسم باز احساس می کنم که از تو می گویم..
راستی ،نکند تو همان آرامش همیشگیِ گم شده ی منی ؟
نه ! نمی گویم / اشیاء می فهمند / مایعات می فهمند / جامدات می فهمند/
حالا بیا و درستش کن / پاسخی  که برای حسادتشان ندارم /نه که نداشته باشم ! نه! واژه ای در خورِ تو و فهم آن ها نیست...
مونسم !
از تو که می گویم نبضم نمی زند / خونم از حرکت می افند / پاهایم کم رمق می شوند/ دستانم خواب می روند / اصن انگار تمام حواسشان به واژه های من ازتوست .
شاید پنهای برایت بگویم بهتر است/ کاش صدایت را می شنیدم . خیالی نیست ! باشد برایت می گویم حالاکه روبروی منی:
کلمات / واژه ها ، آدم ها ، همه چیز ؛ همه چیز را این روزها گم کرده ام
چیزی نگو ! بگذار حرفم تمام شود ، بعد !
انگار دارم ترک می کنم آن چه را که می خواستم مدتها پیش بنا برحکمی قاطعانه ، از سر بیرونش کنم.
نمیدانم چه می گویم ! ولش کن ! واژه ها را دریاب..
واژه ها ی خودت را دریاب
قابلت را دارم مونس؟
چیزی نگو ! می ترسم از جوابش
مطمئنم این واژه ها لیاقت تو را ندارند / اصلن اینها چه می فهمند که روبروی تو نشستن جدای از این که هر کسی را کر و لال می کند ، دیگر واژه ای یافت نمی شود... بگذریم !!!

در هرصورت دلتنگتم / می دانی واژه ها گاهی محرم اند،گاهی نامحرم . وقتی محرمند حسودند ، وقتی نامحرمند ،غریبه و خود سر... 
اما تفاوتی ندارد / از تو که بگویند متبرکان عالم اند
یاد تو که همیشه هست . واژه های خودت را خودت متولد کن / دریاب / کلمات تو زائیده  فقط احساس قشنگ تواند !!!
تو
تو
تو ،مونس / باستانی ترین واژه ای برای تاریخ / پیداترین کلمه ای برای تمدن ومن آواره در این تاریخ و تمدن و برگه های تقویم تو ...
اگر از دوراهی واژهایی که الان دیوارند  بگذریم ...             نه !
نمی گویم
همه سراپا گوش اند، این بار گول نمیخورم
گذشتنم از دوراهی واژه ها بماند وقتی که روبرویم / زانوی راستت روبروی زانوی راستم / زانوی چپم روبروی زانوی چپت/ دست ، نگاه و...
به اعتقاد من ، همین روزها خود خود تویی /
تو همه ی واژه های نیامده ای / خودت که هستی
و آبستن واژه هایی که هنوز باستانی ترین ِ مردم بخوانندت

                      

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت   توسط سحر  |